خرید بک لینک

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 21:55

هر جایی هر مذکری (به جز افراد اندکی که از آستانه بسسسیار بالایی از انسانیت عبور کرده اند..) راجع به مؤنث ها و یا جنسیت ها اظهار نظری کرده و مؤنث ها رو توصیف کرده، حتماً حتماً حتماً به مؤنث ها توهین کرده.. حتی اگر ظاهراً قصد تعریف از مؤنث ها رو داشته باشه.. کلاً مذکر به دلیل ظاهربینی شدید و جزء نگری ای که داره، درکی از باطن نداره (منظور درک انسانی نیست، فقط ویژگی های جنسیتی مذکر منظوره).. این درحالیه که مؤنث، مصداق باطنه و هر چند ظاهرش هم پر از نکات مثبته، اما اصل فضائلش که بر مذکر برتری (در دنیای جنسیت ها و نه به لحاظ انسانی) ایجاد میکنه، باطنشه.. چطور متوجه شدند که اگر زن یا دختر یا ننه شون :)) رو جلوی دیگران ظاهر کنند، کار خیلی زشتی کردند، چون مؤنث موجود باطنیه..، اما متوجه نمیشن که اگر کسی مؤنث ها رو فقط با ویژگی های ظاهری توصیف کنه، توهین کرده به مؤنث ها؟!اصل مؤنث، باطنشه، و این نهایت توهین به مؤنث هاست که کسی باطن رو نبینه و بخواد مؤنث رو توصیف کنه.. مذکر یه موجود شدیداً ظاهربینه و به همین دلیل هم در درک مسائل مختلف، همیشه عقب تر از مؤنث هاست و.. که نمیخوام وارد این بحث بشم.. مذکر به هر جایی از انسانیت هم که برسه، هر چقدر هم که بالا باشه، باز هم تا وقتی که از آستانه بسیار بسیار بالایی از انسانیت بالاتر نره و عبور نکنه، فهم لازم رو در خیلی مسائل باطنی و در رأس اون، فضائل مؤنث ها به دست نمیاره.. البته همونطور که گفتم، اندک افرادی استثناء هم داریم که از آستانه بینهایت بالایی از انسانیت عبور کردند و انسانیتشون بر جنسیتشون غالب شده و دیگه ضعف های جنسیتی مذکر رو در فهم و درک باطن ندارند..اما عده این افراد در هر دوره ای زیاد نیست و هر کسی از این آستانه به راحتی رد نمیشه

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 21:55

زمان، عامل مهم و تعیین کننده ای در تحولات اساسی زندگی انسانه.. مداومت، از جمله مهمترین قوانین در آفرینشه.. شما چه انسان خوبی باشید، چه بد، در هر حال این قانون در مورد شما عمل میکنه.. کافیه زمان روی چیزی (مثلا سبکی از زندگی) بگذره، شما بدجور توی اون مسیر پیش میرید و شرایط درونی و بیرونیتون به شدت متحول میشه.. پس باید هوشیارانه از این ابزار و قانون کلیدی قرار داده شده در جهان استفاده کرد..  چه بسیار افراد سطح پایینی که در جستجوی اندکی خوشبختی، روش درستی از زندگی رو در پیش گرفتند و به جاهایی رسیدند که نه تنها فکرشون بهش نمیرسید، بلکه اصلا اون حد خوشبختی رو نخواسته بودند و حتی از وجود چنین سطحی از خوشبختی بی اطلاع بودند و در تصورشون نمیگنجید.. مداومت میتونه ابزار کلیدی بشه برای اینکه کسی خوشبخت ترین بشه در حالیکه از اول هیچ بود، یا بدبخت ترین بشه در حالیکه از اول همه چیز داشت و عالی ترین بود.. یا فوق خوشبخت بشه چون از اول عالی ترین بوده و باز هم این قانون رو در جهت عالی تر شدن به کار گرفته.. 

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 21:55

هیچ وقت تا حالا فکر کردید به اینکه مشکلات مربوط به مؤنث ها (ناهنجاری های اجتماعی، خانوادگی و..) در جامعه ایران از کجا نشأت میگیره و راه حلش چیه؟ همه این قبیل مشکلات از اینجا نشأت میگیره که مذکر در جامعه ما تریبون داره و کتاب مینویسه و صحبت میکنه.. و مؤنث سکوت کرده! در واقع، مذکرها حریف یا معترضی به چرت و پرت هایی که در رابطه با بحث جنسیت ها تحویل جامعه میدن، توی جامعه پیدا نمیکنند و میدون رو برای نطق های یکطرفه و اشنباهشون، باز و بدون مانع میبینند.. مؤنث ها به دلایل معلومی که در اینجا فرصت بحثش نیست، خودشون رو کنار کشیدند و تمایل زیادی به تک و توک وارد شدن به این قضایا رو ندارند.. اما اگر قراره این قبیل مسائل مربوط به مؤنث ها در جامعه حل بشه، قاعدتاً باید مؤنث و دیدگاهش وارد صحنه بشه.. مسلماً چه مؤنث و چه مذکر، اگر بخواد تریبونی داشته باشه، باید سرش به تنش بیارزه و بر اساس مسیر درستی صحیت کنه.. هر کسی نمیتونه وارد این صحنه بشه و مسلماً مردم فرهیخته هم، پای صحبت هر کسی نمیشینند.. پس منظورم همه مؤنث های جامعه نیست. اونی که این کاره است منظوره.. در واقع، مهمترین مشکل مؤنث ها در جامعه ایران اینه که دیدگاه پوچ و ظاهربینانه مذکر در جامعه پراکنده است و دیدگاه مؤنث ها حاکم نیست.. (البته کاملاً واضحه که منظور، فقط یک سری بحث های جانبی در توصیف جنسیت هاست (انواع و اقسامش، هر جایی اثری از یک مؤنث و مسائلش در صحبت ها وجود داره..)، و منظور، مسائل اصلی جامعه نیست. در مسائل اصلی و مهم جامعه که به جنسیت خاصی ربطی نداره، همه "انسان"ها یکسان فکر میکنند و نظر مؤنث و مذکر فرقی نداره و فقط به سطح انسانیت ربط داره..) بالاخره مذکر، یک موجود ظاهربین و جزء نگره و مؤنث رو که یک موجود ب

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: شنبه 9 تير 1403 ساعت: 20:39

خانواده رئیس نداره، بلکه مدیر، حاکم و.. داره.. اما اگر کسی اصرار داره که اسمش رو رئیس بذاریم، مسلما رئیس خانواده زن هست.. در واقع، اصراری نیست که ریاست زن در خانواده رو آشکار کنیم، چون مسائل مؤنث ها باطنی و پنهانه.. اما اگر رئیسی در خانواده هست، قطعا اون زن هست..  حداقل در دو حوزه، مؤنث رئیس است و در یک حوزه مذکر.. ببینید، زن در خانواده دو وظیفه داره: 1) خانه داری = مدیریت خانه 2) شوهرداری = مدیریت شوهر میتونید اسمش رو به جای مدیریت، حاکمیت یا ریاست هم بگذارید.. هر کس وارد محیط خانه میشه، در واقع وارد قلمرو و حوزه حاکمیتی زن شده.. مذکر هم در زمینه همون امور ابزاری و معیشتی خانواده که در خارج از خانه انجام میده، مدیریت بخش خودش رو به عهده داره..  چرا مدیریت شوهر به عهده زن گذاشته شده؟ چون مؤنث به دلیل فضائل بینهایت بیشتری که پیامدش، بزرگتر بودن مؤنث نسبت به مذکره، تسلط مطلق و بیچون و چرا بر مذکر داره. دلیل نمیشه که چون مسائل مؤنث ها پنهانه و حاکمیتشون بر مذکر و ریاست خودشون رو با کلمات "ظاهری" آشکار نمیکنند و با یه سری چاشنی ها همراهش میکنند، یه سری ظاهربین حاکمیت مؤنث بر خانواده رو انکار کنند و در رابطه با ریاست مؤنث، به اشتباه بیفتند.. مذکر خیلی پایین تر از این حرفهاست که بخواد کلمه ای مثل رئیس راجع بهش صدق کنه.. رئیس کلمه بالاییه و بیشتر برازنده مؤنث هاست که سطح و جایگاه بالاتری دارند.. و اگر این کلمه رو در معادله مذکر بگذاریم، خطا میده..  اون کلمه ای که مذکرهای تریبون دار و صدابلند جامعه برای نقش مذکر در خانواده دنبالش میگردند و به اشتباه، ریاست خطابش میکنند، مالکیته. مالک با رئیس فرق داره.. شما میتونید مالک یک مؤسسه علمی باشید، اما 2 ریال سواد نداشته

برچسب: نویسنده: آروین احمدی تاريخ: شنبه 9 تير 1403 ساعت: 20:39

صفحه بندی